امروز جمعه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۶ شما در فارسی لیریک هستید.
به سایت فارسی لیریک خوش آمدید.
شما اینجا هستید خانه » داستان انگلیسی » داستان کوتاه انگلیسی » داستان کوتاه انگلیسی A glass of milk به فارسی
دانلود آهنگ Famous از Vertical Horizon با ترجمه متن آهنگ به فارسی
دانلود آهنگ Famous -
  • آخرين آهنگ های خارجی
  • آخرين آهنگ های ایرانی
  • داستان های انگلیسی
  • آموزش زبان انگلیسی
  • آخرین موزیک ویدیو ها

1

ترجمه فارسی داستان کوتاه انگلیسی A glass of milk

داستان کوتاه انگلیسی A glass of milk به فارسی

متن فارسی و انگلیسی داستان A glass of milk یک لیوان شیر به صورت جدا از هم بافرمت pdf و تکست

ترجمه فارسی داستان یک لیوان شیر :

ترجمه فارسی

روزی روزگاری پسر بچه ای فقیر در امریکا زندگی میکرد که برای رفتن به مدرسه، باید چیزهایی را که همراه داشت خانه به خانه میفروخت. یکی از روزها احساس گرسنگی شدیدی آزارش داد…. تصمیم گرفت از خانه ی بعدی، یک وعده غذا درخواست کند. خانم جوان و زیبایی در را گشود و پسرک قصه ی ما فقط یک لیوان آب درخواست کرد. زن از چهره ی پسرک گرسنگی فراوان او را فهمید و به جای آـب، یک لیوان بزرگ شیر به او داد.
پسرک به آرامی شیر را نوشید و پرسید: چقدر بابت شیر به شما بپردام؟
خانوم جوان گفت: هیچ .. . مادرم به من آموخته است که در ازای مهربانی، چیزی دریافت نکنم.
پسرک گفت: پس از صمیم قلب، از شما ممنونم.
آن روز پسرک – با نام هاوارد کلی – حالت عجیبی داشت، نه تنها گرسنگی اش برطرف شد، حس کرد خداوند در قلب انسانهاست هنوز… آماده بود که هر کاری انجام دهد ….
سالها گذشت و زن جوان به بیماری سختی مبتلا گشت طوریکه پزشکان آن شهر کوچک از علاجش درماندند. او را به بیمارستان مرکزی شهربزرگتری فرستادند تا متخصصان دربازه بیماری نادرش تصمیم گیری کنند.
متخصص هاوارد کلی را برای شرکت در جلسه پزشکی احضار کردند. وی به محض اینکه نام شهر کوچکی را که زن از آنجا آمده بود شنید، جلسه را ترک کرد و به سرعت خود را به اتاق زن رساند و او را شناخت. شتابان بازگشت و خود را مسول مداوای زن معرفی کرد و عهد بست که تمام تلاش خود را برای درمان او انجام دهد.
بعد از تلاش های طاقت فرسا برای درمان بیماری زن، دکتر کلی از مسول اداری بیمارستان خواست که برگه مخارج را ابتدا به او بدهند و بر گوشه آن چیزی نوشت.
هنگامی که زن برگه ی هزینه ها را دریافت میکرد، از آن میترسید که چگونه بقیه عمرش را کار کند تا آن همه مخارج سنگین را بپردزد. با نا باوردی توجهش به گوشه کاغذ جلب شد: : تمام هزینه تنها با یک لیوان شیر، پرداخت شد. امضا دکتر هاوارد کلی
قطرات اشک چون سیل بر گونه ی زن سرازیر شدند و او در دلش دعا میکرد: خدا یا، از تو ممنونم که محبتت به وسعت قلب ها و دست های انسان هاست…

متن انگلیسی

One day, a poor boy who was selling goods door to door to pay his way through school, found he had only one thin dim left, and he was hungry. He decided he would ask for a meal at the next house. However, he lost his nerve when a lovely young woman opened the door. Instead of a meal, he asked for a drink of water.
She thought he looked hungry, so brought him a large glass of milk. He drank it slowly and then asked: how much do I owe you?
You don’t owe me anything,” she retorted. “Mother has thought us never to accept pay for a kindness.”
He said… “Then I thank you from my heart.” As Howard Kelly left that house, he not only felt stronger physically, but his faith in God and man was strong also. He had been ready to give up and quit.
Years later that young woman became critically ill. The local doctors were baffled. They finally sent her to the big city, where they called in specialists to study her rare disease. Dr. Howard Kelly was called in for the consultation. When he heard the name of the town she came from, a strange light filled his eyes. Immediately he rose and went down the hall of the hospital to her room.
Dressed in his doctor’s gown he went in to see her. He recognized her at once. He went back to the consultation room determined to do his best to save her life. From that day he gave special attention to the case.
After a long struggle, the battle was won. Dr. Kelly requested the business office to pass the final bill to him for approval.
He looked at it, and then wrote something on the edge and the bill was sent to her room. She feared to open it, for she was sure it would take the rest of her life to pay for it all. Finally she looked, and something caught her attention on the side of the bill.
She read these words…..
“Paid full full with one glass of milk”
(Signed)
Dr. Howard Kelly
Tears of joy flooded her eyes as her happy heart prayed: “Thank you, God that your love has spread abroad through human hearts and hands

بیوگرافی نویسنده

مشاهده تمامی 1403 پست

مطالب مشابه

  1. داستان کوتاه انگلیسی Suffering با ترجمه فارسی
  2. ترجمه فارسی داستان کوتاه انگلیسی Alexander Fleming
  3. داستان کوتاه انگلیسی butterfly با ترجمه به فارسی
  4. داستان کوتاه انگلیسی The elephant and the rope باترجمه فارسی
  5. داستان کوتاه انگلیسی short story با ترجمه فارسی

برچسب ها

ارسال دیدگاه


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

برچسب ها